بسم الله الرحمن الرحیم

http://up.iranblog.com/images/1dyxsicoarzolk8yzu.jpg

 

قبل از هر چیز از مسلمانان ( نه اقایان مرتد بی دین ) میپرسم ایا خدا زن است یا مرد است كه بخواهد به یكی از این دو جنس برتری دهد ؟ حضرت زهرا سلام الله علیه ها بانوی دو عالم نزد خداوند از عظمت بالایی برخوردار بود . حالا خداوند در قران ایات ضد زن بگوید ؟ بگذریم .


و اما شبهاتی كه نسبت به حقوق زنان در ماهواره ها پخش كردند . تك تك ایه ها را بررسی میكنیم .

_____________________________________________________________

اول حرف هاش میگه در قران خداوند فرموده كه جهنم پر از زنان است !

 بهتر بودآقای فاضلی نام سوره وآیه آن را می آورد تا طبق آن بهتر بتوانم با وی مناظره کنم من که دهها بار قرآن راختم کرده ام چنین آیه ای را ندیده ام

بر فرض هم بپذیریم که خدا چنین عبارت صریحی را بیان کرده اما این دلیل نمی شود که خدا عقده ودشمنی شخصی با زن دارد این انسانها هستند که بر طبق اختیار ونوع عمل ورفتار خود دوزخی یا بهشتی می شوند وبر اساس عدالت به سوی نتیجه عمل خود رهسپار می گردند وسخن خدا (بر فرض قبول ) صرفا یک بیان اخباری است .

البته من به روایتی در نهج الفصاحه از رسول گرامی اسلام بر خورد کردم که فرموده اند : :"بر جهنم گذر کردم ودیدم که اکثر اهل آن زنانند" خوب این هم یک بیان اخباری است وحاکی از آن است که زنان بیش از مردان در دنیا مرتکب جرم شده اند .

پی نوشت مطلب بالا از وبلاگ دوست عزیزم <  < <          http://iran-efaf.blogfa.com/post-109.aspx

 

__________________________________________________________________

شبهه افكنی در ایه 228 سوره بقره :

وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللّهُ فی أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ اْلآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فی ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحًا وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللّهُ عَزیزٌ حَكیمٌ ( 228 )

زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاك شدن) انتظار بكشند! ( عده نگه دارند) و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، برای آنها حلال نیست كه آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، كتمان كنند. و همسرانشان، برای بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگی زناشویی) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند; در صورتی كه (براستی) خواهان اصلاح باشند. و برای آنان، همانند وظایفی كه بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏ای قرار داده شده; و مردان بر آنان برتری دارند; و خداوند توانا و حكیم است. ( 228 )

شبهه : رضا فاضلی لعنت الله علیه : چرا مردان از زنان برترند ؟ !

در آیات و روایات تنها چیزی که ملاک خوبی و بدی فرد است و باعث قرب الهی می شود, تقوای الهی است و بس .

سوره (حجرات‌، 13 ) : ای مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید; (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامی‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست; خداوند دانا و آگاه است! ( 13 )  

اگر مردان برترند چرا این ایه ها را فرمود :

سوره نحل ایه 97 : هر كس كار شایسته‏ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی كه مؤمن است، او را به حیاتی پاك زنده می‏داریم; و پاداش آنها را به بهترین اعمالی كه انجام می‏دادند، خواهیم داد. ( 97 )  

سوره غافر ایه 40 : هر كس بدی كند، جز بمانند آن كیفر داده نمی‏شود; ولی هر كس كار شایسته‏ای انجام دهد -خواه مرد یا زن- در حالی كه مؤمن باشد آنها وارد بهشت می‏شوند و در آن روزی بی‏حسابی به آنها داده خواهد شد. ( 40 )  

و چرا رضا فاضلی این ایه ها را نخواند ؟ !

اصلا چرا از اول همین سوره نخواند ؟ ! بلافاصله میگه سوره بقره ایه 227 و 228 . مردان از زنان برترند!

اولا ایه 227 اصلا ربطی به ایه 228 نداره . نمیدونم این بی سواد چرا این ایه رو هم گفت .

دوما : چون اگه از اول ایه میخواند جواب این شبهه روشن میشد .

اولا : این آیه از زنان میخواهد که بعد از طلاق ایام عدّه را نگهدارند(تا رحمشان پاک شود و مطمئن شوند از شوهر قبلی فرزندی ندارند؛ تا با فرزند شوهر جدید اشتباه گرفته نشود) بعد برای پاسخ به این سؤال که چرا مردان نباید عدّه نگهدارند میفرماید که مردان در این مورد بر زنان برتری دارند. این برتری نه بخاطر برتری ذاتی است بلکه بخاطر اینستکه مردان رحمی ندارند که نطفه در آن قرار بگیرد و احتمال داشته باشد از ازدواج قبلی کودکی را در راه داشته باشند.

 پس این یک برتری جزئی در یک مورد خاص است به طور مشابه زنان نیز در مواردی نسبت به مردان برتری دارند، مثلا در داشتن عاطفۀ مادری و حیا. لذا آشکار است که این سخن شبهه افکن تحریف حقیقت است. در ضمن به جملۀ قبل ازجملۀ قرمز توجه کنید که میگوید: برای زنان حقوقی شایسته است .

دوما : مرد مطلقاً از زن بهتر نیست و همین طور زن مطلقاً از مرد بهتر نیست ، بلکه مردها ازجهاتى بر زنان برترى دارند و زنان نیز از جهاتى بر مردان برترى دارند.از مردان کارها و آثارى بر مى آید که از زنان بر نمى آید و از زنان کارها و آثارى بر مى آید که از مردان بر نمى آید.پس نمى توانیم سر بسته به طور مطلق بگوییم مرد بهتر از زن است یا بگوییم زن بهتر از مرد است ، بلکه مى گوییم هرکدام خاصیتى دارند و هر کدام به جاى خود خوب اند. مرد با خصوصیاتى که خدا به او داده ، خوب است و باید این طور باشد. اگر این خصوصیات و روحیات را نمى داشت ، ناقص بود . زن با خصوصیاتى که خداوند متعال به او داده ،خوب است و باید آن طور باشد و اگر آن روحیات و خصائص را نداشت ، بد و ناقص بود .

دو قسمت بالا پی نوشت از وبلاگ دوستم : http://antimajus.blogfa.com     /

و اما جواب سومی كه میتوان داد این است كه :  للرجال علیهن درجه این جمله از آیه در حقیقت متمم جمله قبل از آن است كه مى‏فرماید: وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ.

 یعنى براى زنان همانند وظائفى كه بر دوش آن‏ها است حقوق شایسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنها برترى دارند. در این آیه خداوند مى‏فرماید زنان هم‏چنانكه وظائفى در قبال شوهر دارند از حقوقى نیز برخوردار هستند به همین جهت اجراى عدالت شده است. و قانون عدالت در حق زن به مانند مردان رعایت شده ولى آیا لازم است در كلیه وظایف و به دنبالش كلیه حقوق صددرصد مساوى باشند؟ با در نظر گرفتن اختلاف دامنه‏دارى كه بین نیروهاى جسمى و روحى زن و مرد وجود دارد پاسخ این سؤال روشن مى‏شود.

زن چون وظیفه حساس مادرى و پرورش نسلهاى برومند اجتماع به عهده اوست از عواطف و احساسات بیشترى برخوردار است و همین برترى در احساسات سبب مى‏شود كه اگر بخواهیم عدالت را اجرا كرده باشیم باید پاره‏اى از وظایف اجتماعى كه نیاز بیشترى به نیروى فكر دارد و از هر گونه احساسات و تأثیر عاطفه باید خالى باشد مانند حكومت، قضاوت، سرپرستى كانون خانواده به عهده مرد قرار گیرد و مرد در این مرتبه مرحله عالى‏تر را داشته باشد و البته این مانع از آن نخواهد بود كه عده‏اى از زنان در پرتو دانش و تقوا در مرحله‏اى عالى‏تر از بسیارى از مردان قرار گیرند.

اگر این برنامه اجرا نشد یعنى خواستیم در كلیه حقوق و شئون یكسان حكم كنیم نه تنها به قانون كلى الرجال قوامون على النساء عمل نكرده‏ایم بلكه به همین قانون وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیْهِنَ كه عبارت از عدالت است نیز عمل نشده زیرا لازمه اینكه هر كس باید به حق خود برسد این است كه هر یك از زن و مرد طبق استعداد و نیروها و غرائز و ساختمان ویژه خود وظیفه خویش را انجام دهند در كارهائى كه از زن ساخته نیست مرد به حمایت او برخیزد و در كارهائى كه از مرد ساخته نیست زن به او كمك كند و از آنجا كه قانون مدیریت اقتضا مى‏كند كه افراد عاطفى تحت سرپرستى افراد فكورتر درآیند سرپرستى خانواده و تصمیم‏گیرى در مسائل خانواده باید بر عهده مرد باشد.

چهارم : قرآن‌، اگر در جایی از مردان شایسته‌ای همچون لقمان حکیم سخن می‌گوید، در جای دیگر نیز از زنان شایسته نام می‌برد; مانند: حضرت مریم‌(آل‌عمران‌، 42) و همسر فرعون (تحریم‌، 11) و...

همان‌گونه که مردان‌، دارای اندیشه‌، اراده و اختیارند و برای رسیدن به تکامل و قرب الهی‌، وظایف و

تکالیفی برعهدة آن‌هاست‌، زن‌ها هم همین گونه هستند و در این جهت‌، هیچ امتیازی بین زن و مرد وجود ندارد; ولی در بعضی احکام و وظایف با یکدیگر متفاوتند. وظایفی به عهدة مردان است و برعهدة زنان نیست و بالعکس‌; و این تفاوت به خاطر این است که طبیعت و آفرینش زن و مرد متفاوت است‌.

سوره روم ایه 30 : پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار كن! این فطرتی است كه خداوند،انسانها را بر آن آفریده; دگرگونی در آفرینش الهی نیست; این است آیین استوار; ولی اكثر مردم نمی‏دانند! ( 30 )

از جهت دیگر، به خاطر این که عفت و عصمت زن اهمیت زیادی دارد، خداوند متعال‌، بعضی از کارهای اجرایی‌، مانند: امامت‌، قضاوت و... را ـ که سرکار انسان با نامحرمان زیاد است ـ به عهدة مردان گذاشته‌; به هر حال‌، این طور مسائل و تفاوت در وظایف‌، دلیل برتری مرد بر زن نیست‌; زیرا از نظر اسلام کمال هر انسان در چهره وظایف محوّلة به او ظهور می‌نماید و خوبی و برتری هر یک از زن و مرد، در گرو این است که در قبال مسئولیتی که دارد، متعهد و پرهیزگارتر باشد و خلاصه‌، معیار برتری‌، ایمان‌، عمل صالح‌، اخلاص و... کوشا بودن در عمل و تقوا و پرهیزگاری است‌، و فضیلت و مقامی که زن بوسیله گرم نگه داشتن محیط خانواده و تربیت فرزندان و خوب شوهرداری می‌تواند به دست آورد، کمتر از فضیلت جهاد در راه خدا نیست .

و در كل :

اگر در ظاهر تفاوتهایی بین زن و مرد می بینید به خاطر این است که هر کدام برای کاری آفریده شده اند. اگر می بینید احساسات زن بر دیگر قوای او پیشی گرفته به این خاطر است که قرار است زن نقش یک همسر و مادر را داشته باشد و کانون گرم خانواده بسته به وجود زن است. و اگر می بینید که مرد قوت جسمی بیشتری دارد به خاطر این است که قرار است مرد نان آور خانه باشد و با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کند. از اینها که گذشت, در درگاه الهی ارزش زن و مرد به تقوای آنهاست, هر که تقوا پیشه کند بهشت از آن اوست و هر که از ارزشهای الهی دور شود, خود را به هلاکت انداخته است و فرقی بین زن و مرد نمی کند.

________________________________________________________________________________

شبهه دوم در ایه 282 سوره بقره :

ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! هنگامی كه بدهی مدت‏داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یكدیگر پیدا كنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‏ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و كسی كه قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور كه خدا به او تعلیم داده- خودداری كند! پس باید بنویسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، باید املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر كسی كه حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاكردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن، از كسانی كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب كنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یكی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری كند. و شهود نباید به هنگامی كه آنها را (برای شهادت) دعوت می‏كنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهی خود،) چه كوچك باشد یا بزرگ،ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیكتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر می‏باشد; مگر اینكه داد و ستد نقدی باشد كه بین خود، دست به دست می‏كنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست كه آن را ننویسید. ولی هنگامی كه خرید و فروش (نقدی) می‏كنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین كنید، از فرمان پروردگار خارج شده‏اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‏دهد; خداوند به همه چیز داناست. ( 282)

فاضلی لعنت الله علیه میگوید : منظور این ایه یعنی یك مرد برابر با دو زن است . خودش قران را تفسیر میكند ، بعد میگوید قران نیاز به تفسیر ندارد . در صورتی كه هیچ مفسری خلاف ایه تفسیر نمیكند . بگذریم .

برخی افراد ادعا میکنند که قرآن از آنجایی شهادت زن را نصف مرد میداند که عقلش را ناقص میداند!!! در پاسخ به این سخن باید بگویم، که اگر عقل کسی ناقص باشد شهادتش هم قابل قبول نیست پس این برداشت از این سخن خطاست. همچنین رأی و بیعت زنان با مردان برابر است و این سخن فقط در مورد شهادت در دادگاه است .

قسمت بالا پی نوشت از وبلاگ دوستم   : http://antimajus.blogfa.com /

در اسلام، شهادت زن همچون شهادت مرد، به عنوان یك اصل، پذیرفته شده است اگر چه در برخى موارد میزان اثبات شهادت مرد و زن متفاوت است. گاه فقط گواهى و شهادت زن پذیرفته شده و گاه فقط گواهى مرد. و در بسیارى موارد نیز شهادت هر دو، یا به طور مستقل یا به طور مركب و به هم آمیخته قبول مى‏شود. براى دستیابى به گوشه‏اى از اسرار و حكمت‏هاى «شهادت» در آیین دادرسى اسلام، بهتر است به نكاتى چند توجه نمایید:

یكم. شهادت اصولًا حق نیست بلكه تكلیفى است بر عهده شاهد و كسى كه تحمل شهادت مى‏كند، نمى‏تواند آن را كتمان نماید. خداوند متعال در قرآن مى‏فرماید: «هر كس شهادت را كتمان كند گناهكار است»، بنابراین شهادت به عنوان حقى از حقوق نیست تا گفته شود، چرا در برخى موارد این حق از زن‏ها دریغ شده و یا تبعیض ایجاد شده است بلكه به عنوان تكلیف، مقرر گشته است. پس معلوم مى‏شود در مواردى كه شهادت زن پذیرفته نیست، او معاف از تكلیف بوده و در نتیجه وظیفه‏اش نسبت به مرد، سبك‏تر است،

دوم: از نظر اصول جرم‏شناسى و دادرسى كیفرى و روان‏شناختى، اظهار آگاهى از هر واقعه‏اى و بیان شكل و خصوصیات هر رویداد مورد مشاهده- به حسب آن كه شاهد آن زن باشد یا مرد عاطفى باشد یا خوددار، طفل باشد یا بزرگ‏سال با طرف‏هاى آن قضیه نسبت فامیلى داشته باشد یا نه و اختلاف زیادى پیدا مى‏كند. تجربه نشان داده كه شهادت اشخاص احساسى و عاطفى- كه طبعاً نیروى تخیلى قوى‏تر دارند و نیروى تخیل آنان ناخودآگاه در اصل واقعه و نقل آن تصرفاتى مى‏كند و قسمتى از آن را تغییر مى‏دهد- از دقت و صحت كمترى برخوردار است و زن نیز از آن حیث كه بعد عاطفى و احساسى‏اش غلبه دارد، طبیعى است كه باید شهادتش درباره امورى كه اهمیت زیاد دارد (مثل قتل و) همراه با تأیید بیشترى باشد.

سوم. اگر قبول شهادت مرد و عدم قبول آن از زن در برخى موارد، دلیل بر نقصان و تبعیض باشد، آن طرف قضیه هم باید صادق باشد كه در مواردى اصلًا شهادت مرد چیزى را اثبات نمى‏كند و شهادت زن است كه ارزشمند شمرده شده است، در حالى كه هیچ كدام دلیل به فضیلت و نقصان نیست بلكه براى بیان حقایق و روشن شدن آنها است. پس ما مى‏توانیم با مطالعه هم جانبه و پیوسته در متون اسلامى، به اسرار و حكمت‏هاى احكام پى ببریم و شبهات را از ذهن خود بزداییم. بنابراین مسأله نابرابرى شهادت زن و مرد نیز حكمتهایى دارد كه اگر حجاب اندیشه‏هاى فمینستى و مشابه‏انگارى زن و مرد كنار رفته و با ژرفكاوى‏هاى دقیق روانشناختى به مسأله نگاه شود پرده از عظمت احكام نورانى اسلام و اتقان زاید الوصف آن برمى‏دارد، آنچه در اینجا به طور مختصر مى‏توان اشاره كرد این است كه:

 اولًا: این نابرابرى در همه موارد نیست و در برخى از امور شهادت زن به تنهایى كافى است.

ثانیاً: برابرى شهادت دو زن با شهادت یك مرد در امورى مانند قتل و زنا كاملًا متناسب با روانشناسى زن مى‏باشد، زیرا:

1 (زن نسبت به مرد بسیار با حیاتر است و به خاطر حجب و حیایى كه دارد در برخورد با صحنه‏هایى چون زنا معمولًا رو برمى‏گرداند و خیره نمى‏شود، برخلاف مرد كه حساسیت و تجسس در او تحریك مى‏شود. شیوه مواجهه زن با چنین منظره‏هایى نقصى براى او نیست ولى به طور طبیعى امكان اشتباه در تشخیص افراد و چگونگى مسأله در او بیشتر است و افزون شدن تعداد شاهد از احتمال خطا مى‏كاهد.

2 (همان طور كه گفته شد، زن عاطفى‏تر از مرد است و این براى او نه تنها نقص نیست، كه كمال او در آن است، لیكن این ویژگى كه در جاى خود ضرورت دارد توابع و اثار وضعى خاصى نیز دارد كه باید نسبت به آن هوشیار بود. برخى از برآیندهاى طبیعى این ویژگى در مسأله شهادت از قرار زیر است:

الف- زن در برخورد با صحنه‏هاى دل‏آزارى چون قتل به شدت متأثر مى‏شود و از دقت در دیدن صحنه خوددارى مى‏كند، از همین‏رو ممكن است به درستى قاتل و چگونگى انجام قتل را نشناسد و شهادت وى از دقت كمترى برخوردار باشد و با ضمیمه شدن شاهد دیگر احتمال خطا كاهش مى‏یابد.

ب- در روانشناسى شناخت) این دیدگاه وجود دارد كه عواطف و احساسات آدمى در شناختهاى وى تأثیر گذارند، لاجرم هر اندازه

موجودى عاطفى‏تر و احساسى‏تر باشد ممكن است قواى ادراكى‏اش بیشتر دستخوش تخیلات و پندارهاى نادرست شود.

ج- آسیب پذیرى زن به لحاظ عاطفى بودن در شهادتهایى كه آثار مهم حقوقى (مانند اعدام و) دارد، بیشتر است.  

جواب دوست عزیزم : زن بیشتر تابع احساسات بوده وهمچنین جرات مسئولیت پذیری او از مرد کمتر وترس والتهاب او درورود به مسائل سنگین اجتماعی ومردانه بیشتر است لذا خیلی از زنان به تنهایی به عنوان یک زن حاضر به شهادت به خصوص شهادت در باب نفوس وعرض نمی شوند ثانیا : در همه جا این گونه نیست که شهادت دو مرد مساوی با یک زن باشد بلکه در بعضی موارد شهادت زن مقدم ومقبول تراز شهادت مرد است وآن در امور خاص زنانه است که عادتا حضور مرد یا اطلاع او بر امور زنانه بعید یامحال باشد ثالثا: به گفته یکی از حقوق دانان محترم: در وقایع و رخدادهاى کوچه و بازار، مردان بیشتر از زنان دست اندر کار هستندمردان به خاطر کار و تلاش و به دست آوردن زاد و توشه و گذران زندگى با رخدادها و وقایع اجتماعى بیشتر مأنوس اند و اگر واقعه اى رخ دهد بیشتر و بهتر در معرض اطلاع اندفرض کنیم در خیابان دو نفر با هم دعوا مى کنند و با چوب و چا قو و سنگ به جان یکدیگر افتاده اند پس از چند دقیقه مردان اطراف آنان را گرفته و آنان را از یکدیگر جدا مى کننداین جا اگر قتلى یا جراحتى واقع شد مردان چون شاهد و ناظر بوده اند بهتر مى توان از آنان شهادت را پذیرفت .


در این جور وقایع یا اصلاً زنان حضور ندارند یا اگر حضور داشته باشند خود را کنار مى کشند یا مردان آنان را به عقب مى راننداز این رو پذیرفتن شهادت مردان و نپذیرفتن شهادت یک زن مسئله طبیعى است و ربطى به نقص یکى و کمال دیگرى ندارد

 

پی نوشت قسمت اخر از وبلاگ < < <   http://iran-efaf.blogfa.com/post-109.aspx

 

_________________________________________________________________

شبهه سوم : من نمیدونم فاضلی چشماش كلاج بوده ، یا كسی براش مینوشته كه این ها رو بگه .

میگه سوره بقره ایه 221 و 222 . وقتی نگاه كردم دیدیم این شبهه ای كه وارد كرده در ایه 223 هست .

 

زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا [و هر گونه] كه خواهید به كشتزار خود [در]آیید و آنها را برای خودتان مقدم دارید و از خدا پروا كنید و بدانید كه او را دیدار خواهید كرد و مؤمنان را [به این دیدار] مژده ده ( 223 ) .

فاضلی لعنت الله علیه : زنان كشتزار شمایند .

نگاهى به شأن نزول آیه و تفسیر آن و دیدگاه غرب و اسلام نسبت به خانواده، روشن مى كند كه این آیه- برخلاف پندار برخى- از آیاتى است كه ارزش زن و جایگاه اجتماعى او را بیان مى كند.

شأن نزول این آیه بیان مى‏دارد كه یهود وقت‏هاى معینى را براى آمیزش با زنان مطرح مى‏كرده‏اند. این آیه نازل شد كه هر زمان كه خواستید و مانعى نبود مى‏توانید نزدیكى و آمیزش كنید،

در تفسیر این آیه در نورالثقلین آمده است: هر ساعتى كه خواستید،

البته تشبیه زنان به كشتزار خود زنان نیست بلكه رحم زنان و جایگاه نطفه در زن است و براى پرهیز از نام بردن مستقیم و رعایت عفت كلام در قرآن است و از این نمونه در قرآن فراوان است و مباشرت منافاتى با تنظیم خانواده ندارد. زن و مرد مى‏توانند از لذت‏هاى جنسی برخوردار شوند و در عین حال از فرزنددار شدن هم جلوگیرى نمایند و فرزنددار شدن را موكول به زمان دلخواه خودشان نمایند.

 خانواده از دیدگاه غرب:

نظریه زوج آزاد، نوعى هم زیستى مشترك میان زن و مرد است كه بر مبناى آن، هیچ مسؤولیت حقوقى بر عهده دو طرف نمى آید بلكه تنها پاسخى به نیازهاى جنسى بدون در نظر گرفتن ضوابط اخلاقى و وجوه عاطفى آن است.

براساس این بینش هدف اصلى از روابط زناشویى، ارضاى غرایز جنسى زن و مرد است و فعالیت زایشى زنان نادیده انگاشته مى شود. آنان تكثیر نسل را روند حیوانى مى دانند تا عملى انسانى و چون سرشت انسانى را ندارد، كار زایشى، بلكه از طریق كار تولیدى قابل تغییر مى شمارند، مى گویند كار زنان ممكن است از نظر اجتماعى ضرورى محسوب شود، اما كاملا تاریخى است. از این رو است كه زن ها و مردها در غرب در عین تشكیل خانواده، با مردها و زنان دیگر رابطه برقرار مى كنند و معمولا زن در آن جوامع نقشى جز بازیچه و عروسك ندارد. قاچاق دختران و زنان از شرق به غرب مؤید این نظریه است) 1

 خانواده از دیدگاه اسلام:

از نظر اسلام، زناشویى، یك نظم اجتماعى است كه مانع روابط نامنظم و بى قاعده اجتماعى (روابط بى قاعده و آزاد دو جنس) و پیامدهاى ناپسند آن، مانند فرزندان حرام زاده و شیوع پیامدهاى جنسى و مشكلات دیگر اجتماعى مى شود.

در اسلام، زناشویى عمل عبادت آمیز و مقدس به شمار آمده است كه بنا بر حدیث پیامبر اكرم: «من تزوج احرز نصف دینه»)  (مى تواند نصف ایمان جوان را از دستبرد شیطان حفظ كند و هدف از آن، حفظ نسل، انتقال تجربه، پرورش روحى و فكرى فرزندان، انتقال فرهنگ و زبان، ایجاد آرامش روانى و هدایت غریزه و نیاز جنسى است

 تفسیر آیه:

در آیه شریفه 223 سوره بقره چند نكته آمده است:

1. تشبیه زنان به مزرعه

2. جواز استمتاع از آنان در هر زمان یا از هر مكان یا در هر مكان (بنا بر اختلاف تفاسیر)

3. هدف از آمیزش (پرورش فرزندان صالح و نیك) «قدموا لانفسكم»

4. توجه به دستورات خداوند و تجاوز نكردن از حدود و قوانین شرعى حتى در روابط زناشویى

تشبیه زنان به مزرعه، ممكن است براى برخى سنگین آید كه چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر چنین بیانى كرده است، در حالى كه نكته باریكى در این تشبیه نهفته است و در حقیقت قرآن كریم مى خواهد با این بیان ضرورت وجود زن در اجتماع انسانى را مجسم كند كه زن یك وسیله ارضاى شهوت ها نیست بلكه وسیله اى براى حفظ حیات نوع بشر همان طور كه انسان براى ادامه زندگى به تغذیه نیاز دارد و بدون كشت و زرع مواد غذایى، حیات او تأمین نمى شود، همچنین براى ادامه نوع خود نیز نیازمند به وجود زن است .

 ویل دورانت در كتاب «لذات فلسفه» مى نویسد: «در نوع انسان عمل توالد در جسم زن است و عمل مرد تبعى و سطحى است و حتمى و ناگزیر نیست. طبیعت و آزمایشگاه ها هر دو زاید بودن مرد را به طور قطع نشان داده اند. این یك حقیقت تلخ است كه در انواع حیوان اصل و اساس ماده است و مرد فرع و تابع است. در نمایش بزرگ توالد كه محور حیات است، عمل نر حقیر است و فقط سیاهى لشكر است. در بحران وضع حمل مرد با دستپاچگى و از روى حیرت در كنار زن مى ایستد و سرانجام به حقارت و غیرضرورى بودن هستى خود در پهنه رشد نوع پى مى برد. در این لحظه است كه مى فهمد زن از او به نوع نزدیك تر و وابسته است و جریان عظیم حیات در وجود زن است و خلقت از خون و جسم و به تدریج در مى یابد كه چرا اقوام ابتدایى و ادیان بزرگ سامرى را مى پرستیدند»).

حاصل آن كه از تشبیه زن به مزرعه چند نكته مهم فهیمده مى شود:

1. از تعبیر حرث، فهمیده مى شود كه ارتباط مردان با زنان در اشباع غریزه منحصر نیست بلكه ارتباط تنگا تنگ زمینه و محصول عمل را دارد. همان گونه كه دنیا مقدمه آخرت است. زنان نیز به نوع بشر بقاء مى دهند و آخرت انسان و فرزندان با زنان سامان مى یابد. هم چنان كه این نكته را از ذیل آیه «قدموا لانفسكم» فهمیده مى شود.

2. انتخاب همسر مناسب همچون انتخاب مزرعه مناسب است و انتخاب بذر نیز شرط تولید بهتر است.

3. بذر و زمین هر دو در تولید، نقش مهمى دارند و زن و مرد بیشتر در نسل آینده نقش دارند.

4. هدف مقدس به هر كارى قداست مى دهد. اگر هدف آمیزش ذخیره روز قیامت باشد آن نیز رنگ الهى مى گیرد.

5. زن نه كالا است و نه منشأ «تاریكى» بلكه او بنیان گذار آبادى ها و سرمایه گذار تاریخ و فرستنده هدایاى اخروى است) 7 (.

در واقع این آیه سخن پندار آنانى را كه زن را تنها بازیچه و وسیله هوس بازى مى دانند باطل كرده استارزش واقعى زن را در درجه اول حفظ نسل، انتقال تجربه و پرورش فكرى و روحى فرزندان دانسته است. و

بخش دوم آیه نیز، جواز مطلق استمتاع را از همسر مى فهماند برخلاف برخى ادیان كه قیدهایى را براى این امر قرار داده بودند. چرا كه اگر «انى» در آیه زمانیه باشد، توسعه زمانى مسأله آمیزش جنسى را بیان مى كند یعنى در هر ساعتى از شب و روز مجاز هستید و اگر مكانیه باشد، توسعه در مكان را مى فهماند یعنى در هر مكان كه خواستید در آیید)

این احتمال نیز وجود دارد كه اشاره به هر دو جنبه باشد و به این ترتیب دو همسر مى توانند هرگونه و در هر زمان و مكان، از لذت جنسى بهره بگیرند.



منبع:
http://arashbikhoda.mihanblog.com