رضا فاضلی در یک نمایش روحوضی فیلم های گوشتی! و آبگوشتی قبل از انقلاب

http://i40.tinypic.com/m91uf8.jpg


ماهیت رضا فاضلی (معروف به رضا مطرب) با تحصیلات زیر دیپلم



رضا فاضلی متولد تیر 1314 در عودلاجان تهران بود. پدرش میوه فروش بود و زندگی آنها بسیار دشوار و سخت سپری می شد. به این لحاظ رضا در شرایط بسیار سختی به دنیا آمد. رضا بارها از قول مادرش اینگونه نقل می کند که: مادرم همیشه می گفت:

" زندگی ما آنقدر سخت بود که من حتی موقعی که رضا را در شکم داشتم مجبور بودم برای امرار معاش در خانه دیگران کلفتی کنم. " وی دوران کودکی اش را در خیابان اسماعیل بزاز کوچه صالحی گذراند. تحصیلات ابتدائی را در مدارس نوشیروان و خیام تمام کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان های پهلوی و فرخی و البته با یک سال در جا زدن در کلاس اول راهنمایی به پایان رسانید.
پدر رضا شخصی مشروب خوار بود که اکثر اوقات تمامی درآمد کاری خانواده را نیز صرف این کار می کرد. بد مستی های پدر رضا تمام شدنی نبود روز به روز هم بیشتر و بیشتر می شد به شکلی بود که گاهی اوقات تمامی خانواده را زیر کتک می گرفت و مورد ضرب و شتم قرار می داد.
رضا می گوید در کوچکی بارها از خدا می خواستم بزرگ شوم تا انتقام سالها تو سری خوردن و کبود شدن بدن مادر و خودم را از پدرم بگیرم. رضا می گوید در تمام طول زندگی طعم کودکی را هرگز نچشیدم . اصلا انگار نه انگار که پدری داشته ام . هیچ گاه محبت پدرم را درک نکردم و اصلا نمی دانم محبت پدری یعنی چه.
تنها تصویری که از پدرم دارم یک فرد مست با هیکلی درشت و ژولیده که هر چه می خواست باید برایش فراهم می کردم. یکبار در خواب بودم که دیدم صدای مادرم می آید هراسان از خواب پریدم و دیدم که پدرم به گلوی مادرم چنگ انداخته و می خواهد او را خفه کند آن هم فقط بخاطر این بود که مادرم از او گله کرده بود که چرا اینقدر دیر به به خانه آمدی و چرا زندگی ما اینقدر نکبت وار شده است.

رضا در سال 1324 از خانه پدری گریخت و زندگی جدیدی را دور از خانه و خانواده سپری کرد. در سال 1325 به وی خبر دادند که مادرش توسط دوستان مست پدرش در خانه مورد تجاوز قرار گرفته و در نهایت کشته شده است.
رضا با شنیدن این خبر در نهایت عصبانیت و خشم شبانه به سراغ پدر رفته و در رختخواب و بضرب چاقو پدر را به هلاکت رساند و گریخت. و تا یک سال کسی از وی خبری نداشت. بعدها رضا در خاطرات خود نقل می کند که:
بعد از به قتل رساندن پدر، همه مشکلات و تقصیرها به گردن من افتاد. حتی مامورین فکر کردند که من خودم به مادرم تجاوز کرده ام، برای همین دیگر نتوانستم به خانه پدری خود برگردم و کوچکترین سهمی از ارثیه هر چند اندک پدری عاید بنده نشد. به همین خاطر باید زندگی را از جایی شروع می کردم به این جهت از تنها کاری که بلد بودم نهایت استفاده را کردم و برای ادامه زندگی به کاباره ها رو آوردم .

طولی نکشید که رضا با زدن تار و تنبک برای خوانندگان و رقاصان توانست جای خود را در میان آنها باز کند و از این کار درآمد بسیار خوبی نیز به جیب بزند. رضا در آن زمان آنچنان معروف شد که اسمش در سر زبان ها افتاد و می شود گفت تقریبا همه محله های بالای شهر تهران رضا را بهترین تنبک زن می دانستند و در برنامه های خود از وی دعوت به عمل می آوردند. رضا بعدها شهرتش فراگیر شد و همه وی را به اسم مستعار رضا مطرب می شناختند. به قول خود رضا گاهی اوقات نیز لقب رضا تار زن هم به او می دادند.
در سال 1331 با پریوش، همسر سرهنگ نصیری یکی از مسئولین نیروی هوائی آشنا شد و با وی ارتباط نزدیکی برقرار نمود و در طول مدت کمی با زیرکی تمام نظر وی را جلب کرد. همین امر موجب شد به عنوان نگهبان، 6 ماه در خانه آنها مشغول به کار شد. و بعد از 6 ماه راننده شخصی سرهنگ نصیری گردید. رضا بعد از یک سال خوش خدمتی به سفارش سرهنگ نصیری به استخدام نیروی هوائی در آمد و دوره آموزشی خود را در تهران به پایان رسانید. رضا در کنار آموزش در نیروی هوایی همچنان به کار خود ( رانندگی ) ادامه می داد تا اینکه ارتباط وی با پریوش به جاهای باریک کشیده شد.
نصیری بعد از برگشت از ماموریت 8 ماهه خود متوجه شد که پریوش با رضا رابطه نا مشروع داشته و از وی حامله شده است اینگونه بود که رضا معرکه را تنگ دیده و دوباره پا به فرار گذاشت و متواری شد و دوباره بی خانمانی رضا شروع شد. اما این بار دیگر نمی توانست به این راحتی خود را در میان جمع آفتابی کند چون تمامی نیروهای امنیتی رژیم در پی وی بودند.

در این میان برخی ادعا می کنند رضا در طول سالهای 1333 ( 1954 ) تا 1338 ( 1959 ) در کشورهای فرانسه، آلمان، انگلیس، و آمریکا به کار و تحصیل مشغول بوده است. این درحالی است که در آن زمان آقای رضا فاضلی حتی هزینه زندگی شخصی خود را هم با مشکلات فراوان به دست می آورد تا چه رسد به اینکه پاسپورت و هزینه سفر به آمریکا و ....
تازه آقای رضا فاضلی هیچ گونه مدرک رسمی دال بر سواد بیش از دبیرستان ندارد و تا اواخر سال 1334 در خانه سرهنگ نصیری بوده و در اوایل همین سال بود که پریوش از رضا حامله شده بود. و پسر وی ( بیژن ) نیز از همان پریوش بود. اما چیزی که آقای فاضلی خود نقل می کند این است که وی بعد از گذشت چند سال و با آرام شدن اوضاع ( ترور شدن سرهنگ نصیری توسط افراد ناشناس ) دوباره به صحنه زندگی آشکارا برگشت و توانست به کار و فعالیت آزاد خود ادامه دهد. وی به خاطر داشتن سوابق کاری ( تنبک و تار زدن در کاباره ها ) و آشنا بودن با رقاصه ها و افراد سر شناس توانست خود را به عنوان یک هنرمند جلوه داده و وارد صحنه سینما و بازیگری شود.
وی بعد از مدتی به سراغ پریوش رفت و متوجه شد که نصیری فرصت از بین بردن بچه ای که نتیجه رابطه رضا و پریوش بود را نداشته و توسط افراد ناشناس ترور شده است. پریوش نیز بچه را که پسر هم بود ( بیژن ) بزرگ کرده بود. رضا با دیدن این صحنه بسیار خوشحال شد و ارتباط خود با پریوش را به زندگی زناشویی تبدیل کرد. اما هرگز این ازدواج در شناسنامه رضا و پریوش ثبت نشد. بعد از پریوش نیز رضا هرگز با کسی ازدواج رسمی نکرد بلکه فقط به روابط جنسی اکتفا نمود.

رضا فاضلی بعد از چند سال کار در سینما و تائتر، با فیلم "خانم عوضی گرفتی" به سینمای فاسد و لات منش ایران معرفی شد و تا سال 1354 ایفای نقش نمود.


رضا فاضلی در نقش یک جاهل
جاهلی که بر سر جهل و اخلاق لات منش خود تا آخر عمر ماند.
و نهایتا این جهل و لات منشی را با خود به گور برد!


منبع:
http://arashbikhoda.mihanblog.com